Maries story
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:09
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
غم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:09
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
و دیگر هیچ (۱۱۰)
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:09
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
وسیلههای هدفشده
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 11:48
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
The eagle huntress
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 0:03
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
و دیگر هیچ (۱۰۸)
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 2:40
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
نقطهی عطف
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 6:30
خیلی وقت است که اینجا از خودم و روزهایم ننوشتهام. آخرینبار را یادم نمیآید. آن شب به مهدی میگفتم از نزدیکشدن به آزادی. از درآمدن از زندان کوچک. و البته که زندانهای بزرگتر هنوز هستند. و روزهایی که دربارهشان هیچ پیشزمینه و ایدهای ندارم. آیندهای مبهم همراه با کورسویی از امید و خوشبینی. تن
مثل باد
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:56
مثل باد از لب پرچینها گذشتم از شالیزارها گذشتم از اصطبلها در پی تو بوی یال اسب بوی گندم بوی ستارگان با من آمیخت مثل باد مرا در چرخیدن آسیاب ببینید مرا در شور شاخهها هنگامی که پرندهای از رویشان میپرد مرا در شعرهایم نبینید که خودکشی بادند نباید ایستاد آه که این را چقدر دیر فهمیدم شعر چه چ
و دیگر هیچ (۱۰۷)
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 21:01
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
دین به مثابه کلنگ
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:17
عمیقاً معتقدم که اگر ما برای عقاید و باورهایمان دلایل کافی و راضیکننده داشته باشیم، به دنبال این نخواهیم بود که دیگران هم شبیه به ما بیندیشند و دیگران را برای تاییدشدن، شبیه به خودمان نخواهیم خواست. به میزانی که عقاید ما غیرقابلدفاع و خردستیز باشند، ما مجبور هستیم که از فشار و پرخاشگری بیشتری
شخصیتهای محبوب زندگیم
-
تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 21:21
محیا دعوتم کرده به نوشتن از سه شخصیت محبوب زندگیم. یک. سهراب سپهری: من با سهراب شروع شدم. نوجوانیم با سهراب گذشت. و انطباق عجیب شخصیتش با من، او را برایم تبدیل به من کرده بود. هر جا که از او میگفتند، انگار که از من میگفتند. نسبت به او حس مالکیت داشتم و هنوز هم دارم. سهراب من را نرم و پذیرنده کرد
و دیگر هیچ (۱۰۶)
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:31
و دیگر هیچ (۱۰۵)
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 23:29
The sacrifice
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 23:29
فیلمی پر از استعاره و شعر. نیازمند دقت و حوصله برای کشف لایهی دوم و پشتی فیلم. تارکوفسکی یک شاعر است؛ یک عارف؛ شاید یک فیلسوف؛ و در آخر، یک کارگردان. او در آخرین فیلمش، از ایمان میگوید و امید؛ در عصری که مدرنیته، جای سنت و دین را تنگ کرد
سلوک
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 23:29
شب است کافهها تعطیل شدهاند صندلیها در سکوت حرفهای آدمها را بالا میآورند هربار در تاریکی دست فرو بردم تاریکی تازهای به دست آوردم هربار خندیدم غم تازهای از راه رسید سالهاست از دهان این کلبه دودی بلند نشده است قطار چگونه میتواند این همه غ
جایی نوشته بود: خواهرم! نور خدا در چادر تو میدرخشد ..
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 4:16
اگر فکر میکنید، چادر پوشش خوبی است، چادر سرتان کنید، اما لطفا به بقیه کار نداشته باشید. خندهدار میشوید وقتی که میخواهید عقیدهتان را با زور به ذهن دیگران تزریق کنید. من با چادری که روی بدن است، مشکلی ندارم؛ اما چادری را که روی ذهن بیفتد؛ شجاعت را بگیرد؛ مانع تجربهکردن شود، زن را جنس دوم
بیمرز
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 4:16
هنگام پرواز دستهجمعی پرندهها کدام آواز را میخوانند؟ کاش میدانستم کدام پیراهنم مرا بیشتر دوست دارد این سیمهای خاردار را از تنت بردار عریان باش چون درخت مثل زخمی عزیز دردی که بند نمیآید تنم را چون سرزمینی بیسپاه فتح کن رود آیا رود است؟ یا قطرههایی که به دنبال یکدیگر میگردند؟ تنهایم تکهچوبی
و دیگر هیچ (۱۰۴)
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 4:16
ظالمان مهربان
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 4:16
همیشه در گوشمان خواندهاند که بهشت زیر پای مادران است. پدران بهترینها هستند .. در فرهنگ متملقانه و ریاکارانهی ایرانی، کمتر نقدی بر والدین نوشته شده است. کسانی که همیشه محق بودهاند و بهترین تشخیصدهندهی صلاح فرزندان. دیکتاتورانی که به اسم علاقه، سرنوشت فرزندان و آیندهشان را تعیین میکنند و چه
چرا اصلاحات؟
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 4:16
در دیالوگی از فیلم بیفور سانست گفته میشود که «افرادی که مهربانتر و سختکوشتراند و برای بهترشدن دنیا تلاش میکنند، علاقه و اشتیاقی به رهبر بودن ندارند.» حرفی که بسیار آن را میپسندم و با آن همدل هستم. به تاریخ بشریت نگاه کنید. کسانی که حاضر میشوند انسانهایی را بکشند (با عناوین مختلف از جمله دس