و دیگر هیچ (۱۳۲)
-
تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 20:06
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
و دیگر هیچ (۱۲۵)
-
تاریخ: 1399/9/26 ساعت: 12:16
زندگی در اسپانیا
-
تاریخ: 1399/9/26 ساعت: 12:16
بعد از یه سال زندگی توی اسپانیا میخوام یه کم دربارهی حسام بگم. و البته دوست دارم سالهای بعد به این پست رجوع کنم تا ببینم چقدر تجربههای الانم کامل بوده. یک. قبلا شک داشتم که مردم بد، حکومت بد
بالغبودن
-
تاریخ: 1399/9/26 ساعت: 12:16
کارتیه، فیلسوف فرانسوی، فرمولی برای حفظ خونسردی خود و شاگردانش در برابر آدمهای مردمآزار، ابداع کرد. او مینویسد: «هرگز نگو که مردم، بدجنس هستند. تو فقط باید به دنبال رگ خواب آنها بگردی.» منظور
و دیگر هیچ (۱۲۶)
-
تاریخ: 1399/9/26 ساعت: 12:16
فرانسیس ویلیام بوردیلون
-
تاریخ: 1399/9/26 ساعت: 12:16
شب، هزار جفت چشم داردو روز، بیش از یک چشم نداردبا اینهمه، جهان درخشانتمامی نورش را از کف میدهدهنگامی که آن یک چشم بسته شودو همینگونه ذهن آدمی، هزار چشم و چشمه داردکه از معرفت میجوشدو قلب، بیش از یک چشم ندارداما تمامی زندگی در سیاهی میرودهنگامی که عشق افول میکند.
Handmade's tale
-
تاریخ: 1399/4/13 ساعت: 23:14
یه جایی از هندمیدز تیل، وقتی زن ماجرا موفق میشه فرار کنه، لباساش رو میسوزونه و یه قسمت از گوشش رو پاره میکنه تا تگ مخصوص مستخدما رو دربیاره از خودش. اون میل وحشیش به آزادی، که حتی باعث شد بتونه گوشش رو ببره.
مصطفی مرتضوی
-
تاریخ: 1399/3/8 ساعت: 8:36
اگر پرسیدند بگو رفته شالیزاربه چیدن ِ باد یا اینکه رفته رو به موجها بایستد با تخته سنگی در سینه بگو مناجات تلخی داردبا میوهی مچالهای بر شاخه نمیدانم بگوگفته سرم گرم این خورشید ِ خونین است/ بر زاغهها بگو که از هزار پرستو مهاجرتر است نگرانش نباشید به وقتش باز خواهد گشت شما پیغامتان را بگذارید و بروید.
مهدیار دلکش
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 11:30
شادیهایممثل لکههای چربیاندوههایممثل ظرفروزی یکی دوبار میخندمو مابقی را خودم هستم خودمان را جدی گرفتهایموقتی که زمین، برگیستکه هر لحظه امکان سقوطش هستما نمیتوانیم جنگل را بفهمیمدر رگبرگهای
و دیگر هیچ (۱۲۴)
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 11:30
و دیگر هیچ (۱۲۳)
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 22:56
علی شفیعی
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 22:56
اگر تو بخواهیدور میایستمچون آخرین چراغ خیاباناما روشن
انقلاب سپید
-
تاریخ: 1398/10/29 ساعت: 7:01
در جهان آرام منپرواز پشهای، یک حادثهستپس خندهی تو نمیتواند نامی داشته باشدمن برای شعرنوشتنخیلی تنهایم. خوشبختها به شعر نیازی ندارندروز قسمتبه آنها بال رسید و به ما کلمهما بازنده بودیمپس گفتیم
عباس کیارستمی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
اساس تمامی هنرها، شعر است. هنر، یعنی کشف و شهود، هویداکردن دادههای جدید. شعر، ما را به تعالی میرساند. به ما کمک میکند تا از روزمرگی بگریزیم. و این گریز، همان هنر است. بیان هنری، جهانی را پیش رو می
عطیه عطارزاده - راهنمای مردن با گیاهان دارویی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
تنهایی، چیز پری است و همزمان، خالی. آدم را فرامیگیرد و ناگهان پرش میکند. میریزد پشت پلکها، زیر گلو، روی شانهها. پاها شروع میکنند به سنگینشدن و موجب میشود آدم به عمق برود. آنقدر سنگین میشود
و دیگر هیچ (۱۲۱)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
آنارشیسم یا آنارکیسم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
آنارکیسم, یا آنارشیسم,، با ثروتاندوزی، قدرت و مالکیت، و به تبع اون، با کاپیتالیسم، دموکراسی و فاشیسم مشکل داره. آنارکیستها معتقدن که کاپیتالیسم، مردم رو تشویق به خرید چیزایی میکنه که اصلا نیازی بهش
شهرام شیدایی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
دلم میخواهد از چشمهای همه به دستهایم برگردمو چیزی برای همه بنویسمامروز که فهمیدهام برادرِ کوچِک زمینمچشمهایم دیگر مطمئن به همهچیز نگاه میکندقسمتی از آتشم را آب میگیرد و پیش میآیدمن آرام
و دیگر هیچ (۱۲۲)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:07
مانوئل گونزالز پرادا
-
تاریخ: 1398/2/8 ساعت: 7:12
ملول و خسته و خردم میکند دیدن همیشگی همان مزرعهها و همان آدمها همان آسمانها و همان مهها ای کاش از دل ابرها میگریختم و پیشانیام را در خورشید دور، گرم میکردم آه! کاش رود، رفتار خود را به من میداد کاش عقاب، بال خود را به من میبخشید