دوباره - تاریخ: 1403/5/23 ساعت: 13:59
زندگی بعد از طلاق، سخت شروع شد. مثل مرحلهی اول این بازیها که باید خونه بسازی و مزرعه و شهرت هیچی نداره. گریه کردنها تموم شد و کاستیها یکی یکی دارن برطرف میشن. دارم کارهایی رو میکنم که تا حالا نکردم. وقتی اومدم اینجا، انگار یه آدم دیگه زندگیش رو شروع کرد و الان حس میکنم که دوباره یه زندگی دیگه شروع ش...
خاکستری - تاریخ: 1403/4/9 ساعت: 23:01
 دلم برای شعرنوشتن تنگ شده. خیلی وقته که چیزی ننوشتم. مدت زیادیه که اون خلوت رو ندارم؛ فیزیکی منظورم نیست؛ روانی. یه چیزی این وسط از بین رفته. چهار روزه که برگهی طلاق رو امضا کردم. چیزی که چندماهه تموم شده رو رسمیش کردم. حسم؟ یه خالی بزرگ. یه بیابون بزرگ که باید ازش خارج بشم. برم و برم تا برسم به رن...
کاش - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 20:51
یکی از همکلاسیای دوران راهنمایی بهم پیام داد که اومدم شهرتون، میتونی بیای همو ببینیم؟ رفتم. بیست سال بود هم رو ندیده بودیم. بیست سال. چه عدد بزرگی. هنوز همون تهچهره رو داشت. مذهبی بود. هنوزم مونده بود. موقع بار رفتن که شد، گفت حلال میخوره. گزینهی بدون گوشت بهش پیشنهاد دادم. موقع حرفزدن، چندباری کلما...
از شعرهای قدیمیم - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 22:33
.آلماگل!اسبهای سپید از دشت رفتندبرف قلهها آب شدآمد پاییندر چالههای کوچکیزیر سم اسبهای سیاهگلآلوده شد آلماگل!به عشق شک نکنبه لبخندت میان آن همه رنجبه زنده بودن درختانسنگهاشک نکنبه اینکه جنین در شکم مادرشصدای تو را میشنود آلماگل!تو راز گلها را میدانیتو با روسری گلدارتبا لبخندتیک دشت را در سینهام رویان...
دردیدن - تاریخ: 1402/10/9 ساعت: 13:04
زندگی نکرده که غلط نداره، باید زندگی کنی و زندگی کنی و اشتباه و اشتباه، تا بفهمی چی به چیه. بدیش اینه که این وسط ممکنه آسیب بزنی به بقیه. این باگشه. وگرنه خودت اگه اذیت بشی ایرادی نداره، اصلا درستش همینه که اذیت بشی. همین اذیتشدنه شکلت میده اگه لهت نکنه کامل البته. ترجیحم اینه که له بشم و مهربون، تا...
گرهارد ریشتر - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 16:04
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
اکتاویو پاز - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 15:33
چشمانت را ببندو خود را به سیاهیها بسپارپشت سایهی پلکهایت.در میان دهلیزهای پر پیچ و خم صداها سفر کنخود را به اعماق سایهها بفرستخود را زیر پوست خود فرو کنخود را در خود غرق کنخود را در خود از یاد ببردر بینهایتدر بیکرانگی وجود خود.دریاخود را در دریایی دیگر فراموش میکند.خود را فراموش کنو مرا نیز. در این ...
آواز سنگ - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:20
من زادهی ایرانم.وقتی به دنیا آمدمجنگ تمام شده بوداما هنوز صدای موشک در گوشها میپیچیدما از آسمان میترسیدیماز هواپیمااز صدای بلند.ما در صفهای طولانی میایستادیمتا شاید بتوانیم خانهمان را گرم کنیمنفت زیر زمین زیاد بود اما برای ما نه. من قلب گرمی داشتمو همیشه با مورچهها حرف میزدم.برای ماهی حوض داستان تعر...
سندرم عادی بودن بدبختی دورها - تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 12:49
 خواندم که افغانها را به باملند تهران راه ندادهاند. چیزی که از خود موضوع، بیشتر ناراحتم کرد، این بود که خبری از استوریها و ریتوییتها نبود. خبر را دوست افغانیام شیر کرده بود. یاد این افتادم که چند ماه پیش، وقتی خودم را زیر توییت مسئولان اسپانیایی جرواجر میکردم، طرفداران مسئولان به من میگفتند که چرا ت...
جهان موازی - تاریخ: 1401/12/15 ساعت: 17:48
در تمام این چندسال، دو زندگی موازی داشتهام. در شادترین لحظههایم، خودم را در زندگی ایرانم تصور کردهام. که اگر مانده بودم الان در حال چه کاری بودم. که تولدم چطور میگذشت که سال نوام چطور بود. که در انقلاب، کجا بودم و چه کار میکردم. من آدم کندهای هستم. زندگی با تمام قشنگیهایش و شادیهایم، رنج است برایم. ...
غایت - تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 16:48
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
حمید باقرلو - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:04
دو سه در آنطرفتر از خانهمان، یک خانوادهی افغان زندگی میکنند. از آنها که کلی بچهی قدونیمقد دارند. چندروزپیش توی حیاط جمع شده بودند و "برای" میخواندند. حدس زدنِ چراییش سخت نیست. چون بالاخره یکجا بهحساب آورده شدهاند... قشنگ حس میکردی از چند بیت قبلتر دارند آماده میشوند، دارند تمام جانشان را جمع میکنند ...
غاده السمان - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:04
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
شمس لنگرودی - تاریخ: 1401/8/22 ساعت: 20:41
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
و دیگر هیچ (۱۳۳) - تاریخ: 1401/7/13 ساعت: 1:45
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
احمد سعداوی - تاریخ: 1401/7/13 ساعت: 1:45
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)
آزادی - تاریخ: 1401/7/13 ساعت: 1:45
 قطرههای دریاچه، رود شدند دریا خواهند شد دیر یا زود کسی نمیتواند به رفتن بگوید نرو قطرهها فعل شدهاند کسی نمیتواند جلوی رفتن را بگیرد. قطرهها جوانه کاشتند جوانهها درخت شدند درختها پرنده آوردند پرندهها، امید به زندگی و ما به حرکت میافتیم چون امید داریم امید که روزی خنجر روی گلویمان بود حالا با ما در خ...
پابلو نرودا - تاریخ: 1401/3/14 ساعت: 2:34
چرا به هلیکوپترها یاد نمیدهندکه از نور خورشید بمکند؟ اگر رنگ زرد تمام شودبا چه درست کنیم نان را؟ وقتی بمیرماز که بپرسم ساعت را؟ آیا در جهانچیزی غمگینتر از قطار ایستاده در باران وجود دارد؟ آیا دود با ابرها سخن میگوید؟ دیروز از چشمانم پرسیدمکی دوباره همدیگر را خواهیم دید؟ پس حقیقت نداشتکه خدا در ماه ز...
از شعرهام - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 20:06
و زندگیام طوری استکه اشکهایم را هم نمیخواهمنمیخواهم اینجا را تجربه کنند طوری میگذردکه وقتی از کنار اسبی میگذرمنگرانم میشود امروز گنجشکی جلوی پایم ایستاده بودایستادم که بپردنگاهم میکردگفتم بپر که برومنپرید که نرومنشستم روبهرویش گفتم «کجا بروم؟»پرید عقربههای ساعت و قطبنمایم را شکستمنشستم
شعر نور - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 20:06
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

بغض النظر | بغض یعنی | و دیگر هیچ | و دیگر هیچ به انگلیسی | و دیگر هیچ نبود | frances ha | frances hall | frances hall trial | نیروی حال | نیروی حال pdf