
یه جایی از هندمیدز تیل، وقتی زن ماجرا موفق میشه فرار کنه، لباساش رو میسوزونه و یه قسمت از گوشش رو پاره میکنه تا تگ مخصوص مستخدما رو دربیاره از خودش. اون میل وحشیش به آزادی، که حتی باعث شد بتونه گوشش رو ببره. ...
ادامه مطلب
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش...
ادامه مطلب
ای دوست! شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟خوبیِ قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟برخیز که پر کنیم پیمانه ز میزان پیش که پر کنند پیمانهی ماپرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش...
ادامه مطلب
اگر میخواهید فیلم را ببینید، یادداشت را نخوانید. کاپیتان خارقالعاده، داستان مردیست که میخواهد ایدهآلهایش را زندگی کند و با آهنگ درونش پیش برود. مردی که به درستی، به سیستم آموزشی حاکم، بیاعتماد است و وظیغهی آموزش فرزندانش را خود برعهده گرفته است. فرزندان کاپیتانِ داستان ما، از همسنهایشان بیشتر میدانند و تواناییهایی دارند که کسی از کودکان و نوجوانان انتظار ندارد. کاپیتان، فرزندانش را با این شعار بزرگ کرده است: اگر خودت را نجات ندهی، کسی تو را نجات نخواهد داد. صداقت، رکگویی، توجه به جزییات و ریزبینی، شجاعت و استقلال در عین اتحاد، از اصول تربیتی کاپیتان هستند. اصولی که دوستداشتنی هستند اما کافی ... ؟ در ادامهی داستان، دل بعضی از فرزندان کاپیتان، هوای زندگی عادی و عادیبودن میکند. آنها دوست...
ادامه مطلب
فرانسیس ها، دختری تنها، رویاپرداز، پرتلاش و مستقل است. میجنگد تا آنطور که میخواهد زندگی کند. میرقصد تا زنده بماند. و هرگز عشقی را که لایقش است، دریافت نمیکند. فرانسیس ها، فیلمیست بدون گرههای دراماتیک و فراز و فرودهای رایج فیلمها؛ اما پر از ظرافتهای رفتاری دختری که میخواهد شبیه خودش زندگی کند و بودنش، یک درام غمانگیز است. دختری که اسمش و بودنش، بزرگتر از آن است که روی صندوق پستی و در دنیا جا شود. ما در بهترین حالت، تنها قسمتی از او را خواهیم دید و فهمید. ...
ادامه مطلب
اول میخواستم بنویسم که این فیلم را باید تمام زنها ببینند؛ اما به نظرم بهتر است که مردها این فیلم را ببینند؛ پدرها و همسرها و برادرهایی که بال دختران و همسران و خواهرهایشان را قیچی میکنند. «Wild»، قصهی سفر روحانی و جسمانی زنیست که از زندگیاش به تنگ آمده و به دنبال خودش میگردد؛ زنی که به دنبال پاسخ میگردد؛ پاسخی برای دردها و سوالهای بیشمارش. اطراف ما پر از «شریل»هاییست که رضایت دادهاند و پاسخی صوری و جایگزینهایی برای سوالها و دردهایشان پیدا کردهاند و هیچوقت به آرامشی که باید، نمیرسند. شریلهایی که تصویری از زندگ...
ادامه مطلب